مرکز تجربه زندگی

دسته: معرفی کتاب

معرفی و مرور کتاب‌های روانکاوی، روان‌درمانی و علوم انسانی در مجله‌ی تجربه؛ راهنمای خواندن برای علاقه‌مندان و درمانگران.

  • کتاب روان درمانی پویشی برای آسیب شناسی شخصیت

    کتاب روان درمانی پویشی برای آسیب شناسی شخصیت

    زمانی‌که DSM-III اختلالات شخصیت را مطرح کرد، بر این فرض استوار بود که اختلالات شخصیت در گذر زمان پایدار و بدون تغییر هستند. درنتیجه‌، خیلی از روانشناسان با همین احتمال که بدکارکردی شخصیت قابل تغییر نیست، پیش رفتند. خبر خوب این است که با گذشت زمان و پژوهش‌هایی که در این زمینه انجام شد، دیدگاه پیچیده‌تر، پویاتر و خوش‌بینانه‌تری درمورد پیش‌آگهی افراد با اختلالات شخصیت شکل گرفت.

    معرفی کتاب روان درمانی پویشی برای آسیب شناسی شخصیت

    اکنون می‌دانیم که شخصیت هم پایدار و هم قابل تغییر است و کارکرد شخصیتی که دچار اختلال باشد، در نتیجه‌ی بلوغ، گذر زمان، تجارب زندگی و همچنین از طریق روان‌درمانی موفق می‌تواند تغییر و بهبود یابد. در این مطلب می‌خواهیم در مورد کتاب روان درمانی پویشی برای آسیب شناسی شخصیت اتو کرنبرگ مدل درمانی دکتر کرنبرگ برای آسیب‌شناسی شخصیت صحبت کنیم. چنانچه تمایل دارید با چارچوبی برای ارزیابی و درمان اختلالات شخصیت آشنا شوید، با مجله‌ تجربه زندگی همراه باشید.

    درمان خود و کارکرد بین‌فردی اتو کرنبرگ

    اولین راهنمای درمان روان پویشی معطوف بر انتقال (TFP) که مخصوص بیماران مرزی تدوین شده بود، در سال 1999 منتشر شد. دکتر کرنبرگ به همراه همکارانش از تجربه‌ی کار با بیماران مرزی، مدلی از درمان روان‌پویشی (TFP-E) را تدوین کردند‌ و آن را جایی حدفاصل نظریه‌ی سائق‌محور فرویدی و روابط موضوعی کلاینی قرار داده‌اند. همانطور که از نام کتاب پیداست، تمرکز این رویکرد بر روی نقص در کارکردهای خود و روابط بین‌فردی بوده و با این هدف طراحی شده است که بیمار بتواند توانایی‌اش را در برقراری روابط خوشایند با دیگران افزایش دهد و همچنین به درک منسجم و یکپارچه‌ای از خود و دیگران دست‌یابد.

    این کتاب، یک اثر جامع درباره‌ی سازمان‌بندی و درمان اختلالات شخصیت محسوب می‌شود. در فصل ابتدایی توضیح می‌دهد که چطور از رویکرد روابط موضوعی برای فهم شخصیت و اختلالات آن استفاده کرده و اینکه چقدر با علوم اعصاب، نظریه‌های تحولی و دلبستگی سازگاری دارد. فصل دوم، به رابطه‌ی درمانی، مفاهیم انتقال و انتقال متقابل و راهبردهای درمانی می‌پردازد. خواننده متوجه می‌شود که این رویکرد همانطور که پایه‌ی نظری محکمی دارد، انعطاف‌پذیر هم بوده و درمانگر می‌تواند برای هر بیمار، درمان منحصر به او را طراحی کند.

    فصل سوم در مورد سنجش بیماران است. سنجش شامل ارزیابی عملکرد شخصیتی و سطح سازمان شخصیتی می‌شود. توصیف شخصیت که از روی ارزیابی پنج محور هویت، روابط موضوعی، دفاع‌ها، پرخاشگری و ارزش‌های اخلاقی صورت می‌گیرد، درمانگر را قادر می‌سازد تا به سازمان شخصیت، شدت آسیب شخصیتی و پیش‌آگهی بیمار پی ببرد و در نهایت، تمامی اینها وی را برای طرح‌ریزی درمان آماده خواهد کرد. در نهایت، سه فصل پایانی کتاب، راهکارهای عملی در کار بالینی را به تفصیل برای ما شرح می‌دهد.

    طبقه‌بندی سازمان شخصیت

    در مدل روابط موضوعی، دو رویکرد مکمل برای طبقه‌بندی سازمان شخصیت وجود دارد: 1- سطح سازمان شخصیت (یا تشخیص ساختاری) 2- نیم‌رخ ابعادی بر اساس مصاحبه ساختاریافته سازمان شخصیت- تجدیدنظر شده (STIPO-R)

    بیمار می‌تواند دارای سازمان شخصیتی نوروتیک (NPO)، مرزی سطح بالا (High BPO)، مرزی سطح میانی (Middle BPO) و یا مرزی سطح پایین (Low BPO) باشد. سطح بالا و پایین به شدت اشاره ندارند، بلکه به سطح سازمان شخصیت اشاره دارند. هر چه سطح سازمان بالاتر باشد، نشان‌دهنده‌ی سطوح بالاتری از سلامت روان است.

    STIPO-R سازمان شخصیت را روی پنج محورِ هویت، روابط ابژه، دفاع‌ها، پرخاشگری و ارزش‌های اخلاقی ارزیابی می‌کند. کارکرد بیمار در هر یک از این حوزه‌ها از یک (نرمال) تا پنج (شدیدترین) نمره‌گذاری می‌شود و در نهایت نیم‌رخ منحصر به فرد از سطح عملکرد و آسیب شخصیت بیمار به دست‌ می‌آید.

    بر این مبنا می‌توان گفت، هدف TFP-E، دستیابی بیمار به سطح بالاتری از سازمان و قوام‌یافتگی شخصیت است. دکتر کرنبرگ، درمان را به مراحل اولیه، میانی و پیشرفته تقسیم می‌کند. با انتقال به مرحله‌ی پیشرفته، بیماران با سازمان شخصیت مرزی به‌تدریج درجاتی از قوام‌یافتگی هویت را نشان می‌دهند و بیماران با سازمان شخصیت نوروتیک در نقاط تعارض، شخصیتشان منعطف‌تر می‌شود.

    موضع افسرده‌وار و اسکیزویید-پارانویید

    کلاین معتقد است که افراد در طول عمر خود بین این دو موضع مثل آونگ در نوسان هستند. در موضع افسرده‌وار که مرتبه‌ی بالاتری از رشد است، شخص می‌تواند دیگران را به صورت یک کل یکپارچه ببیند؛ ابهام را تحمل می‌کند و می‌پذیرد که خودش مسئول تکانه‌هایش است، و در رابطه با ابژه‌های زندگی‌اش درد، احساس گناه و پشیمانی را تجربه می‌کند؛ در حالی‌که فرد در موضع پارانویید-اسکیزویید نمی‌تواند خوب و بد را با هم به صورت یک کیفیت کلی درون دیگران تشخیص دهد؛ پس چه‌کار می‌کند؟ به‌ناچار ابژه‌ها را دوپاره می‌کند. او مسئولیت تکانه‌هایش را به بیرون فرافکنی کرده و در رابطه با قسمتی از ابژه‌های دوپاره شده، احساس ترس تجربه می‌کند.

    ظرفیت تحمل دوسوگرایی (ambivalence) – آگاهی از انگیزه‌های متضاد که همزمان به سمت یک ابژه در جریان است – از نشانه‌های یکپارچگی روانی و عملکرد شخصیت سالم است.

    نویسندگان کتاب روان درمانی پویشی برا آسیب شناسی شخصیت

    نویسندگان psychodynamic therapy for personality pathology به لطف تخصص بی‌همتایشان در درمان روان‌پویشی در سراسر دنیا شناخته شده‌اند و همانطور که از مطالب کتاب برمی‌آید، آنها به وضوح در این امر خوش درخشیده‌اند.

    ایو کالیگر (Eve Calogor) استاد روان‌پزشکی در کالج پزشکان و جراحان دانشگاه کلمبیا است و در مرکز پژوهش و آموزش روانکاوانه در دانشگاه کلمبیای نیویورک، ریاست دپارتمان روان‌درمانی را بر عهده دارد. تخصص بالینی وی در زمینه‌ی درمان مشکلات روان‌شناختی‌ای است که امکان دارد کارکرد سالم شخصیت فرد را به خطر بیاندازد. به عقیده‌ی او، مشکلات با درجه‌ی نسبتا خفیف می‌توانند منجر به مسائلی در حوزه‌های مختلف همچون صمیمیت، عزت‌نفس و پیگیری اهداف شخصی شوند و زمانی که مشکلات شدیدتر باشند، منجر به مشکلات گسترده‌تری در زندگی روزمره و عملکرد شخصیت می‌شوند.

     

    اتو کرنبرگ
    اتو کرنبرگ

     

    اتو کرنبرگ (Otto Kernberg) رئیس سابق انجمن بین‌المللی روانکاوی(IPA) است. وی استاد روان‌پزشکی در دانشکده پزشکی ویل کرنل و روانکاو-آموزگار و ناظر در مرکز پژوهش و آموزش روانکاوانه دانشگاه کلمبیا است. سهم اصلی دکتر کرنبرگ در زمینه‌های نارسیسیزم، نظریه‌ی روابط موضوعی و اختلالات شخصیت است. وی چارچوبی بدیع و مفید برای اختلالات شخصیت ایجاد کرد که بتوان آنها را از دو بعد شدت و ساختار سازمان‌بندی کرد.

    جان کلارکین (John Clarkin) codirector انستیتوی اختلالات شخصیت و استاد روانشناسی بالینی در دانشکده پزشکی ویل کرنل است.

    فرانک یومانس (Frank Yeomans) دانشیار بالینی روانپزشکی در دانشکده‌ی پزشکی ویل کرنل، رئیس آموزش در انستیتوی اختلالات شخصیت ویل کرنل، مدرس روان‌پزشکی در مرکز پژوهش و آموزش روانکاوانه در کالج پزشکان و جراحان دانشگاه کلمبیا است.

    این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

    این کتاب، بسته به نیاز خواننده مطالب متنوعی را پوشش می‌دهد؛ از همین روی، برای دانشجویان روانشناسی، درمانگران باتجربه و نیز پژوهشگرانی که خواهان درک بیماران هستند، بسیار مفید و کاربردی است. درواقع، برای هر بالینی‌گری که به دنبال یک مدل منسجم از عملکرد و آسیب‌شناسی شخصیت، طبقه‌بندی و ارزیابی باشد، منبع ارزشمندی محسوب می‌شود.

    سخن پایانی

    اگر به یادگیری روان درمانی پویشی علاقمندید، پیشنهاد می‌کنم کتاب روان درمانی تحلیلی کابانیس را که یکی از منابع پایه‌ی این زمینه است، حتما بخوانید. همچنین اگر مایلید درمان روان پویشی را عمیق‌تر آموزش ببینید، به صفحه‌ی اپلای مدرسه تجربه زندگی سر بزنید. کتابی که در این مطلب درباره آن صحبت کردیم، یکی از منابع اصلی دوره تجربه بالینی است که اگر دانشجوی روانشناسی یا رشته‌های مرتبط با آن باشید، می‌توانید در آن شرکت کنید.

  • معرفی کتاب جنایت و مکافات

    معرفی کتاب جنایت و مکافات

    این بار در مجله‌ی تجربه‌ی زندگی می‌خواهیم به معرفی و بررسی کتاب جنایت و مکافات بپردازیم.

    فئودور داستایفسکی نویسنده کتاب جنایت و مکافات

    اگر این را نادیده بگیریم که این مرد از دیاری است که مفتخر به پروردنِ غول های ادبیات است، بازهم حرف های زیادی می‌ماند که باید در وصف این شهیر روسی و آثار ماندگارش گفت.

    داستایفسکی دغدغه «انسان بودن »را در آثارش به نمایش می‌گذارد آن هم نه در ابعاد یک شکست عاطفی یا فقر و یا حتی جنگی خونین!شاید بگویید که مگر این ها دغدغه های بزرگی نیستند؟

    و من ‌پاسخ می‌دهم که بله؛ درست است که انسان در موقعیت‌های اینچنینی با زندگی سرشاخ می‌شود و شمارش زخم ها گاهی از دستش در می‌رود؛ اما نویسنده زیرکی مانند داستایِفسکی خوب می‌داند که گاه دغدغه های انسان پا بر موقعیت ها می‌گذارند و جایی فراتر از هر علتِ قابل بیانی شکل می‌گیرند.

    گواهِ حرفِ من شاهکار بی بدیل او، «جنایت و مکافات» است.

    مفهوم کتاب جنایت و مکافات چیست؟

    اگر قرار باشد به این کتاب به عنوان اثری صرفا جنایی و معماگونه نگاه کنیم، احتمالا با دیدنِ نامِ کتاب و خواندنِ خلاصه ای از آن، تصور می‌کنیم که داستان برایمان فاش شده و شاید خواندنِ آن را به بعد موکول کنیم و یا حتی خدای نکرده از خواندنش منصرف شویم!

    واقعیت این است که ماجرای محوری کتاب همانی است که با جستجویی کوتاه درباره «جنایت و مکافات» عایدتان می‌شود: ماجرای قتلِ یک پیرزنِ نزول خوار و عنق و پول پرست به دست یک دانشجوی فقیر.

     

    معرفی کتاب جنایت و مکافات

     

    اما درواقع این قصه دریچه‌ای است به روی سوالات اخلاقی و انسانی چالش برانگیزی که ذره ذره ما را با مسئله درگیر می‌کنند.

    چیزی که در حقیقت داستایِفسکی سعی در گفتن آن دارد نه بررسی یک جنایت است (گرچه به زیبایی آن را پیاده کرده!) و نه شرح مکافات آن.

    کتاب از چیزی فرای این ها می‌گوید. از خوره ای که مدت هاست که به جان دانشجوی قصه افتاده است.

    انسان طاغی:

    راسکولنیکاف نامی در شهرِ پتربورگ که «آمیخته به بوی تعفُّنِ ناشی از محلاتِ پایین شهر و کثیفیِ مختص به ذات انسان است و موجب می‌شود کینه ای عمیق در قلب ریشه بزند»، به دور از خواهر و مادر فداکارش در اتاقکی اجاره ای زندگی می‌کند.

    محصور در جامعه ای که بحث های روشنفکرمآبانه و ایده های نوین در آن غوغا می‌کند. اما راسکولنیکاف گوشه گیری را به بودن در کنار جوان های پتربورگ ترجیح داده است و با فکری رعب انگیز دست و پنجه نرم می‌کند؛

    افکاری که آنقدر گلویش را فشار می‌دهند که از دانشگاه انصراف می‌دهد، خواب و خوراکش بهم می‌ریزد و تمامِ انرژیش راصرف بالا پایین کردن این ایده عجیب می‌کند و نتیجه این ایده پردازی ها هم تبدیل می‌شود به مقاله ای در یک گاهنامه و در امتداد آن ارتکاب به قتلی که هدفی توجیه کننده و منطقی ندارد.

     

    معرفی کتاب جنایت و مکافات

     

    بله راسکولنیکاف جنایت می‌کند (هرچند خودش این را نمی‌پذیرد!) اما نه به خاطر پول یا قلبی سیاه و عاری از محبت و نه به دلیل خشونت بسیار و نه حتی به رسم دیوانگی، بلکه به خاطر پایبندی به ایدئولوژی کاملا شخصی.

    صدور مجوز جرم به شرطِ وجدانِ بیدار!

    راسکولنیکاف عقیده دارد که ما آدم ها در دو دسته کلی جا می‌گیریم؛ انسان های معمولی و ابرانسان ها و دلیلِ این تقسیم بندی را بیشتر در ذاتِ آدم ها می‌داند.

    «حرفم اینه که همه آدم‌های بزرگ و حتی آنهایی که فقط یک سر و گردن از عامه بالاترند و دست کم حرفی برای گفتن دارند، جنایتکاری توی ذاتشانه، کم و زیاد دارد البته. غیر از این باشد که چطور می‌خواهند خلاف جریان آب شنا کنند؟ ذاتشان هم برنمی‌تابد همان راهی را بروند که همه دارند میروند! به من باشد که می‌گویم وظیفه شان حکم می‌کند خلاف جریان بروند»

    به عبارتی او عقیده دارد که ابرانسان‌ها دلیلی نمی‌بینند که اعمالشان با موازین اخلاقی جفت و جور شود و اگر صلاح بدانند، می‌توانند به نفع اهدافشان تمام تبصره های اخلاقی و اجتماعی را دور زده و به پاس برخاستن از میانِ انسان های معمولی، برای دستیابی به هدفی که می‌تواند در خدمت جمع باشد (و یا نباشد!) به هر اقدامی دست بزنند و حالا اگر این اقدام جنایت محسوب شود، مجازات واقعی اش تنها با وجدان آن فرد تعیین می‌شود و مجازاتِ وجدان از اعمال شاقّه هم سنگین‌تر است.

    راسکولنیکاف هم فکر می‌کند به خیال خودش با کشتن عجوزه ای نزول خوار جماعتی را خلاص خواهد کرد پس چرا این کار را جنایت تلقی کند و احساس گناه را بپذیرد؟

     ولی در عین حال به آشفتگی روحی او روز به روز شدت می‌یابد. او متوجه میشود که یک جای کار می لنگد اما همچنان قصد ندارد بپذیرد که شاید رنجی که می‌کشد از ایده ای که مدت‌ها در سرپرورانده نشات می‌گیرد.

    گویی در چارچوب این ایدئولوژی چیز بسیار مهمی از قلم افتاده است و جای خالی این عنصر مهم در سکناتش توی ذوق میزند.

    اما تنها یک نفر ماهیت این آشفتگی های او را کشف می‌کند.

    قدیسه‌ی تن فروش:

     فکر می‌کنم تمام خوانندگان کتاب با من در اینکه سونیا از مظلوم ترین شخصیت‌هایی است که در رمان ها می‌بینیم، هم عقیده باشند. کسی که باوجود فاحشگی اجباری و علنی همچنان در چشم بقیه پاک جلوه می‌کند.

    او برخلاف اکثر شخصیت‌های داستان کسی را مورد قضاوت قرار نمی‌دهد و مهمتر از همه اینکه تنها فردی است که فقدانِ ایمان (منظور از ایمان اعتقادات دینی و مذهبی نیست بلکه ایمان به ایده و تصمیم اوست) را به درستی در راسکولنیکاف تشخیص می‌دهد‌ و آرامشِ دریغ شده راسکولنیکاف را به او بازمی‌گرداند.

    سونیا با مخالفتی جانانه در برابر ایدئولوژی رودیا (راسکولنیکاف) می ایستد اما در همین حین رنجِ روحْ خراشِ او را هم می‌بیند و آشفتگی روحی راسکولنیکاف را به فال نیک گرفته و آن را حاکی از وجدانِ بیدارِ او او می‌داند.

    شاید دلیل این اتفاق این باشد که سونیا تنها شخصیت داستان بوده که «لایق رنج های خویش است»

    شمشیر دولبه‌ی روانشناسی در جنایت و مکافات

    اگر بگویم پاراگراف به پاراگرافِ این کتاب بر روانشناسیِ شخصیت ها سوار است، بیراه نگفته‌ام.

    گرچه زاویه دید این کتاب دانای کلّ محدود است و ما به جز راسکولنیکاف وارد ذهن کس دیگری نمی‌شویم اما تقریبا تمام مکالماتی که بین راسکولنیکاف و بقیه شخصیت ها رد و بدل می‌‌شوند، آغشته به رفتارشناسی و واکاوی افراد بوده و گویی توسط روان شناسی خبره به تحریر درآمده است.

     

    معرفی کتاب جنایت و مکافات

     

    این ماجرا زمانی جذاب تر می‌شود که راسکولنیکاف می‌فهمد در تمامِ مدتی که مشغولِ آنالیز افراد و موقعیت ها بوده، نگاهی تیزبین و روان کاوانه او را می پاییده است (بگذارید نام این فرد فاش نشود!) و آنقدر هوشمندانه اتفاقات را تجربه تحلیل کرده که گویی در در ذهنِ راسکولنیکاف اقامت داشته است.

    اما ردپای روان شناسی در کتاب تنها در تجزیه و تحلیل اتفاقات و عکس العمل ها خلاصه نمی‌شود، بلکه ماهیت روان شناختی جرم و به ویژه لحظه وقوع آن که همیشه ردپایی از مجرم را نشان می‌دهد هم از اشارات زیبای داستایِفسکی هستند.

    جدای از فضاسازیِ حیرت انگیزِ جای جای داستان، سوالاتی درباره جرم، جنایت، وجدان، تنبیه و غیره با پیش رفتن داستان ذهن را بدجور قلقلک می‌دهند و خودکاوی ما به شکلی زیرپوستی و بی سرو صدا آغاز می‌شود.

    رثای باشکوه انسان:

     باز هم می‌گویم تمام جذابیت و شکوه این کتاب وامدار یک چیز است و آن «رنج» است. و این اعجاب قلم نویسنده است اگر ارتباط ما با دنیای قصه آنقدر عمیق شود که حس کنیم همراه با راسکولنیکاف تبر را بر سر پیرزن کوفته‌ایم، به شوخی های رازومیخین خندیده‌ایم، صلیبِ چوبی سونیا را در دست فشرده‌ایم، بچه های قد و نیم قدِ کاتیا را نوازش کرده‌ایم، از آدم‌ها رو بر گردانده‌ایم، به درد دل‌های مارمیلاداف گوش داده‌ایم، پولخیریا را با تمام وجود به آغوش کشیده‌ایم و در برابر رنج بشری زانو زده‌ایم.

    ما مشاهده‌گر نسبتا بی‌طرف این آدم‌هاییم و تک‌تک موقعیت‌های داستان، حاکی از همین تقابل بشر با رنج انسانیت است.

    دردی نهانی در وجود هریک از آدم های قصه زبانه می‌کشد و هرکس برای التیام زخم خود به چیزی پناه می‌برد.

    راسکولنیکاف به ایده پردازی، سونیا به انجیل مقدس، رازومیخین به تلاش برای زندگی مرفه، دونیا به عقل، مارمیلادف به میخواری، لوژین به تحقیر آدم ها، کاتیا به جنون.

    نیازی نیست که برای درکِ این مسئله حتما با شخصیت ها همذات پنداری کنیم؛ نگریستن شکوهی که در این کتاب جاری است هم به تنهایی نگاهی انسان دوستانه‌تر و معنادارتر را به ما عطا خواهد کرد به گونه ای که به احترام انسان کلاه خود را خواهیم برداشت.

    سخن پایانی

    می‌دانم که هیچ یک از این گفته‌ها نمی‌توانند حس عجیب و درعین حال واقعی را که در سطر سطر کتاب جاری اند، توصیف کند و خوشحالم از این نتوانستن چرا که اگر این متن تنها یک نفر را راغب به خواندن این شاهکار کند، از دین من به عالیجناب داستایفسکی کاسته است. اگر درباره این کتاب سوالی دارید، می‌توانید در بخش دیدگاه با ما مطرح کنید تا در اسرع وقت پاسخ دهیم.

    اگر به این معرفی کتاب علاقمند بودید، پیشنهاد می‌کنم این مطلب را هم بخوانید:
    «معرفی کتاب وقتی نیچه گریست»

     

  • معرفی کتاب روان درمانی تحلیلی کابانیس

    معرفی کتاب روان درمانی تحلیلی کابانیس

    روان درمانی تحلیلی، نوعی صحبت درمانی است که بر اساس این که انسان‌ها تحت تأثیرافکار و احساساتی خارج از حیطه آگاهی‌شان هستند، بنا شده است. در مطالب قبلی به تعریف مفصلی از روان درمانی تحلیلی پرداختیم، حالا از شما دعوت می‎‌کنیم برای این که بیشتر و عمیق‌تر این نوع درمان را بشناسید، این مطلب را که «معرفی کتاب روان درمانی تحلیلی » است، کامل مطالعه کنید.

    چرا خواندن کتاب روان درمانی تحلیلی مهم است؟

    خواندن کتاب‌های پایه‌ی روان درمانی تحلیلی برای درمانگرانی که در این رویکرد فعالیت می‌کنند، همچنین دانشجویانی که علاقمندند در گرایش روان درمانی پویشی (تحلیلی) ادامه تحصیل دهند، بسیار مهم است. با خواندن این کتاب شروع، میان و پایان درمان برای خواننده روشن می‌شود و ساختار این نوع درمان را بهتر درک می‌کند.

    روان درمانی تحلیلی چیست؟

    هدف این نوع درمان کمک به افراد برای تغییر شیوه‌های عادت شده فکر و رفتار، با شناخت نحوه کارکرد ذهنی و یا حمایت از کارکردهایشان در  رابطه با درمانگر است.

    کتاب روان درمانی تحلیلی

    منظور از درمان مبتنی بر صحبت هر نوع صحبتی نیست. طبق متن کتاب کابانیس برای اینکه صحبتی روان‌درمانی باشد باید:

    یک درمان باشد.

    به‌وسیله یک فرد حرفه‌ای انجام شود.

    چارچوب مشخصی داشته باشد.

    هدف از آن بهبود سلامت ذهنی و عاطفی بیمار باشد. (از متن کتاب)

    روان‌درمانی تحلیلی از روانکاوی سرچشمه می‌گیرد و دارای طیف گسترده‌ای از روان‌درمانی حمایتی تا روان‌درمانی بینش‌گراست.

    کتاب روان درمانی تحلیلی کابانیس

    به دید افراد بسیاری روان‌درمانی تحلیلی تفاوت چندانی با روانکاوی ندارد اما همان‌طور که در کتاب هم آمده تفاوت روان‌درمانی تحلیلی با روانکاوی را شاید بتوان در 6 مورد خلاصه کرد:

    تعداد جلسات: شرط لازم برای تعریف روانکاوی 4 جلسه در هفته یا بیشتر است در صورتی که روان‌درمانی تحلیلی 1 یا 2 جلسه در هفته را به خود اختصاص می‌دهد.

    استفاده از کاناپه روانکاوی: در روان‌درمانی تحلیلی برعکس روانکاوی، مراجع معمولاً بر روی کاناپه و روبه روی درمانگر می‌نشیند.

    نوع آموزش درمانگر: در مورد آموزش روان‌درمانی تحلیلی مانند آموزش روانکاوی، برنامه آموزشی معین و جامعی وجود نداشته و بسته به مرکز آموزشی برنامه متغیر است.

    تجربه درمان: هرچه تعداد جلسات بیشتر باشد درمان شدت و عمق بیشتری پیدا می‌کند و همین باعث عمق بیشتر درمان روانکاوی می‌شود.

    فعالیت و تکنیک درمانگر: زمانی که تعداد جلسات بالا باشد روانکاو مانند یک مادر و نسبتاً خنثی عمل می‌کند اما در مقابل درمانگر تحلیلی نقش فعال‌تر و حمایتی‌تری را ایفا خواهد کرد و تمرکز آن به‌جای تنها تحلیل انتقال بیشتر بر حوزه بین فردی انتقال- انتقال متقابل است.

    هدف درمانی: هدف روانکاوی رشد فردی و تغییر ساختار فرد و اتحاد تعارضات و ارتباطات درونی سرکوب شده است درحالی‌که روان‌درمانی تحلیلی بیشتر به مرتفع کردن علائم بیماری می‌پردازد تا تغییر اساسی و ساختاری.

     

    کتاب روان درمانی تحلیلی کابانیس

     

     ناخودآگاه همانند پستویی نهان، تمام امیال، آرزوها و احساسات سرکوب شده اضطراب‌آور را در خود نگاه داشته و این امیال با سیمای دیگری در افکار، اعمال و ارتباطات ما با دیگران جلوه‌گر می‌شوند. آن لایه زیرینی که زیرزمین قفل شده روان ماست که وارث و امانت‌دار هر آن چیزی است که از ابراز آن شرم و یا وحشت داریم، یا حتی دقیقا نمی‌دانیم چیست و به رسم ترسیدن از آن چه ناشناخته است از آن گریزانیم اما آن‌ها افسار بسیاری از اعمال و افکار ما را در دست دارند.

    هدف اول درمان تحلیلی در واقع آشکار کردن ناخودآگاه است، و دوم حمایت از کارکردهای تضعیف شده ایگو، بهبود کیفیت زندگی و در ایجاد یک پیوند درونی است برای رهایی از روان رنجوری…

    کتاب روان درمانی تحلیلی راهنمای بالینی

    کتاب روان درمانی تحلیلی نوشتاری تکنیکی، ساختار دهنده و آغاز راه درمانگر شدن است و دقیقا همانی است که از عنوان آن پیداست؛ کتابی که برای هر شرایط دشواری که یک در مانگر در آن به چالش کشیده می‌شود، مثالی به زبان ساده آورده و در واقع دستورالعملی به درمانگر داده است که در هر موقعیت باید چه‌کار کند و چگونه با چالش های گوناگون دست و پنجه نرم کند. در دو تصویر زیر فهرست کتاب را مشاهده می‌کنید؛

    فهرست کتاب روان درمانی تحلیلی کابانیس

    بخش‌های کتاب روان درمانی تحلیلی

    کتاب روان درمانی تحلیلی از چهار قسمت اصلی: ارزیابی (assessment)، آغاز (beginning)، میانه (middle) و پایان (Ending) تشکیل می‌شود که هر کدام از این تقسیم‌بندی‌ها نیز خود شامل بخش‌های دیگری است که مجموعاً کتاب را به هفت بخش فرعی تقسیم می‌کنند.

    کتاب بخش اول خود را با توضیحی کامل در رابطه بااینکه روان‌درمانی تحلیلی و روش‌های مؤثر و کاربردی در این درمان شامل چه چیزهایی ست و آغاز می‌کند.

    بخش دوم با صحبت از ایجاد یک فضای امن، سنجش دفاع‌ها و حوزه‌های کارکرد (Assessing Domains of Function) و صورت‌بندی اولیه (case Formulation)، آگاهی از تاریخچه رشدی و فردی به خواننده می‌آموزد که چگونه بیماران خود را برای روان‌درمانی تحلیلی ارزیابی کند و چه کسانی بیشترین بهره را از این نوع درمان خواهند برد.

    بخش سوم این کتاب به شروع درمان پرداخته است و از هدف‌گذاری مشترک، ایجاد چارچوب، اتحاد درمانی، خنثی بودن درمانی، احساسات طرفین، گوش دادن همدلانه و جست‌وجوی معنا در درمان سخن به میان آورده است.

    بخش چهارم به یکی از اصلی‌ترین هسته‌های تمرکز کتاب پرداخته و به شیوه‌ای نظام‌مند به ما می‌آموزد که چگونه “گوش دهیم” (Listen)، “تعمق کنیم”(Reflect) و در صورت لزوم “مداخله کنیم”(intervene).

    بخش پنجم اجرای عملی و تکنیکی تمام آن چیزی است که در بخش‌های قبلی آموخته‌ایم. اینکه ابزارهای ما، یعنی گوش دادن، تعمق و مداخله، چگونه در برابر رؤیاها (Dreams)، انتقال (Transference)، انتقال متقابل (countertransference)، عاطفه (Affection) و سازوکارهای دفاعی (Defense mechanisms)

     قرار می‌گیرند و توضیحی نیز در رابطه با چیستی هر کدام از این موارد ارائه داده است.

    در بخش ششم خواهیم دید تکنیک‌ها و در واقع ابزارهایی که کتاب در اختیار ما قرار داده است، چگونه در جهت بهبود ادراک خویشتن، توانایی تنظیم عزت‌نفس، بهبود رابطه با دیگران، بهبود سازگاری با استرس، بهبود کارکردهای شناختی و در تعریفی بهتر، چگونه در جهت تحقق اهداف درمان به کار می‌روند.

    در انتها و در بخش هفتم کتاب ما را برای حل‌وفصل و خاتمه درمان یاری می‌دهد. آنچه در این مرحله به طور طبیعی اتفاق می‌افتد از صحبت در رابطه با خاتمه درمان، واپس‌روی، سوگواری، یافتن یک رابطه جایگزین، طرح‌ریزی جلسات آخر، بیان افکار در مورد درمان، مرور درمان، ارزیابی واقع‌بینانه، احتمال تغییر در آینده تا خداحافظی و خاتمه.

    دبورا کابانیس نویسنده‌ی کتاب روان درمانی تحلیلی

    نویسنده اصلی کتاب روان درمانی تحلیلی خانم دبورا کابانیس (Deborah L. Cabaniss)، استاد روان‌پزشکی دانشکده پزشکان و جراحان دانشگاه کلمبیا و رئیس آموزش روان‌درمانی در بخش روان‌پزشکی این دانشگاه است.

    کتاب روان درمانی تحلیلی

    همچنین وی در مرکز تحقیق و آموزش روانکاوی دانشگاه کلمبیا به آموزش و سوپرویژنی مشغول است.

    کابانیس برنده جوایز متعددی درزمینه تدریس است از جمله جایزه ریاست دانشگاه کلمبیا برای آموزش برجسته و جایزه‌های APsA`s Edith subshin و The APA`s Irma Bland award.

    وی فارغ‌التحصیل دانشگاه ییل و کالج پزشکان دانشگاه کلمبیا بوده و آموزش روانکاوی خود را نیز در کلمبیا به پایان رسانده است.

    دبورا کابانیس کتاب ارزشمند خود (روان‌درمانی تحلیلی- راهنمای بالینی Psychodynamic Psychoteraphy- a clinical manual) را با همکاری نویسندگانی همچون سابرینا چری (Sabrina Cherry)، کارولین داگلاس (Caroline J. Douglas) و آناشوارتز (Anna Schwartz) به رشته تحریر در آورده است و ویراست دوم آن در ژانویه 2011 توسط ویلی (wiley) چاپ و منتشر شد.

    نویسندگان فرعی کتاب روان درمانی تحلیلی

    نویسندگان کتاب روان درمانی تحلیلی
    نویسندگان کتاب روان درمانی تحلیلی از چپ به راست؛ آنا شوارتز، کارولین داگلاس، دوبرا کابانیس و سابرینا چری

    سابرینا چری، دانشیار بالینی روانپزشکی در کالج پزشکان و جراحان دانشگاه کلمبیاست و در حال حاضر به تدریس و آموزش درمانگران در مرکز آموزش و تحقیقات روانکاوی کلمبیا و درمان روانپزشکی و روانکاوی در شهر نیویورک آمریکا مشغول است.

    کارولین داگلاس نیز دانشیار بالینی روانپزشکی در کالج پزشکان و جراحان دانشگاه کلمبیا و دانشیار کمکی روانپزشکی بالینی در کالج پزشکی ویل دانشگاه کرنل است. دکتر داگلاس چندین مقاله نیز در زمینه آموزش روان درمانی حمایتی و درمان پویشی برای دستیاران روانپزشکی به رشته تحریر در آورده است.

    آنا شوارتز، استادیار روانپزشکی بالینی در کالج پزشکان و جراحان دانشگاه کلمبیا و مدیر برنامه روان درمانی پویشی در مرکز آموزش روانکاوی دانشگاه کلمبیا برای تحقیق و تمرین در این زمینه است. دکتر شوارتز همچنین برنده سابق جایزه آموزش برجسته از انجمن روانپزشکان آمریکاست.

    کتاب‌های دیگر پروفسور دبورا کابانیس

    کتاب صورت بندی روان پویشی (Psychodynamic Formulation) که در واقع کتاب دوم این نویسنده است با همکاری نویسندگان کتاب قبلی و همچنین روث گراور (Ruth Graver) نیز در سال 2013 منتشر شده است که ارائه دهنده روشی کاربردی و اجرایی برای صورت بندی مراجعان مختلف است.

    کتاب صورت بندی روان پویشی

    سومین کتاب وی نیز تحت عنوان بیمارهای متفاوت، روش‌های درمانی متفاوت (Different Patients, Different Therapies) نیز در سال 2019 توسط نورتون (Norton) منتشر شد.

    کتاب بیمار متفاوت روش درمانی متفاوت

    خانم دبورا کابانیس هم اکنون در شهر نیویورک به کار آموزش، نویسندگی و روان درمانی و روانکاوی بیماران مشغول است.

    ترجمه کتاب روان درمانی تحلیلی در ایران و جهان

    کتاب روان درمانی تحلیلی راهنمای بالینی به زبان‌های ماندارین، کره‌ای و فارسی ترجمه شده و تحت ترجمه زبان فرانسوی نیز قرار دارد.

    کتاب روان درمانی تحلیلی کابانیس

    این کتاب توسط بابک روشنایی مقدم و مهرناز میرنوش به فارسی برگردانده شده و در سال ۱۳۹۷ ، ۱۱۰۰ نسخه از آن توسط انتشارات ارجمند چاپ و منتشر شد.

    نکته‌ای که باید در رابطه چاپ دوم این کتاب به آن اشاره کرد تغییراتی ست که در این نسخه اعمال شده است مانند تبدیل شدن عوامل مشترک مانند ارتباط خوب با درمانگر و انتظار نتایج خوب به عنوان نظریه اصلی اثربخشی درمان در همه کتاب، استفاده از زبان مدرنی که طبق آخرین مطالعات به روزرسانی شده‌اند، اضافه شدن نظریات نویسندگان در مورد صورت بندی از کتاب صورت بندی روان تحلیلی، اضافه شدن مفاهیم و تکنیک‌های کاربردی جدید از ذهنی سازی تا درمان مبتنی بر انتقال، آورده شدن راهنمای دانش پژوهان برای داشتن برنامه درسی و در نهایت آوردن منبع آموزشی روان درمانی تحلیلی برای شناخت بیشتر این درمان.

    کتاب روان درمانی تحلیلی برای چه کسانی مناسب است؟

    همان‌طور که در کتاب هم اشاره شد کتاب روان درمانی تحلیلی راهنمای ارزشمندی است برای رزیدنت‌های روان‌پزشکی، دانشجویان روانشناسی (خصوصاً دانشجویانی که رویکردهای روان‌پویشی را برگزیده‌اند) و نیز مددکاران اجتماعی؛ همچنین شیوه تفکر جدیدی در مورد روان‌درمانی تحلیلی به متخصصان بالینی به مخاطبان خود ارائه می‌کند.

    کتاب روان درمانی تحلیلی کابانیس

    این کتاب بینش دهنده و روشن کننده راه کسانی است که تنها از درمان تحلیلی نامی شنیده‌اند و برسر دوراهی انتخاب رویکرد درمانی مناسب هستند. کتاب آن‌ها را با پستی و بلندی‌های این مسیر آشنا می‌کند تا با دید بازتری قدم در این راه بگذارند و یا تغییر مسیر دهند.

    رویکرد عملی و تمرین‌های راهنمایی شده، این کتاب را به ابزاری استثنایی و نام آشنا برای آموزش‌دهندگان روان درمانی به همه سطوح دانش‌پژوهان مبدل کرده است، کتابی که کمتر درمانگر تحلیلی است که با آن آشنا نباشد.

    نقاط قوت و ضعف کتاب روان درمانی تحلیلی

    مزیت بزرگ این کتاب سرشار بودن از گپ و گفت‌های بسیار میان درمانگر و درمان‌جوست و جزئیات درمان که خود به‌عنوان‌ کتاب کار (Work book ) برای سنجش توانایی خود و ابزاری برای درمانگران مبتدی عمل می‌کند.

    گزینه دیگری که این کتاب را از کتب دیگر متمایز می‌کند واضح بودن، قابل فهم بودن و مناسب بودن آن برای هر درمانگرتحلیلی با هر ملیت و فرهنگی است. در واقع پایه و اساس درمانگری تحلیلی بدون وابستگی به هیچ مکتبی که هر درمانگر پویشی طولانی مدت باید ابتدا آن را بداند و در هر سرزمین و پهنه‌ای کاربرد دارد نه اینکه تنها برای منطقه یا فرهنگ خاصی باشد.

    کتاب روان درمانی تحلیلی کابانیس

    شاید بتوان ضعف کتاب روان درمانی تحلیلی را نپرداختن به تئوری‌ها و نظریات روان‌درمانگران مکاتب مختلف و ابتدایی بودن مفاهیم آن برای درمانگران حرفه‌ای دانست که البته با توجه به کاربردی و عملی بودن کتاب و اینکه هر مفهوم تازه‌ای که در کتاب به آن اشاره شده است، در حد نیاز و به صورت قابل فهم شکافته و توضیح داده شده است، چیزی از ارزشمندی کتاب نمی‌کاهد و از آن دسته کتبی است که می‌توان همیشه به‌عنوان مرجع‌ در دسترس داشت

    سخن پایانی

    درنهایت آن چه اهمیت دارد رساندن مراجع در جست‌وجوی خود شناسی به قله خودآگاهی و در دست گرفتن فانوسی برای روشن کردن راه پر پیچ و خم و دشوار اوست. آن چه این کتاب و کتاب‌هایی از این دست برای درمانگران به ارمغان می‌آورند، آتشی است برای روشن کردن این فانوس و عبور دادن مراجع از مسیر پرپیچ و خمی که در پیش رو دارد.

     

  • معرفی کتاب وقتی نیچه گریست

    معرفی کتاب وقتی نیچه گریست

    در این مطلب از مجله تجربه زندگی، به معرفی کتاب وقتی نیچه گریست و بررسی جنبه‌های مختلف آن، همچنین معرفی اروین یالوم، نویسنده‌ی این کتاب می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

    کتاب وقتی نیچه گریست

    قصه از اینجا شروع شد؛ پایان قرن نوزدهم. نامه ای از لو سالومه به دکتر بروئر رسید:« آینده ی فلسفه ی آلمان در خطر است. لازم است شما را برای امری بسیار ضروری ملاقات کنم. وعده ی ما ساعت 9 صبح فردا در کافه سورنتو.»

    لو سالومه دختر جوانی که به دنبال دکتر بروئر (همکار زیگموند فروید) است تا به کمک این پزشک معروف وینی بتواند نیچه را که از سردرد شدیدی رنج می برد، به درمان جذب کند؛ بدون آنکه نیچه از جریان بویی ببرد.

    لو سالومه، کتاب وقتی نیچه گریست
    لو سالومه

    لو سالومه خود را به نوعی مسئول بیماری نیچه می داند و تمام آنچه بین او، نیچه و پل اتفاق افتاده بود را برای دکتر بروئر بیان می کند. او اذعان دارد که جسم و ذهن نیچه بیمار است و بیش از هر چیزی از ناامیدی رنج می کشد. به نظر لو سالومه این ناامیدی آنقدر عمیق است که ممکن است در آینده دست به خودکشی بزند. نکته جالب توجه این است که او برای درمان ناامیدی اش از هیچ کسی تقاضای کمک نمی کند.

     دکتر بروئر به لو سالومه می گوید دارویی برای درمان ناامیدی نیست.

    سالومه جوان چنان او را مجذوب خود و سخنانش می‌کند که نهایتا بروئر درمان نیچه را می‌پذیرد. او با فروید که دوستی عمیقی بین آنهاست ، در مورد بیماری نیچه گفتگوهای بسیاری می‌کند و فروید در جریان درمان گره‌های بسیاری را می‌گشاید.

    آیا کتاب وقتی نیچه گریست در خصوص زندگی نیچه است؟

    هر چند این داستان حول محور نیچه می‌چرخد، اما با جزئیات به زندگی واقعی او نمی‌پردازد. این رمان آمیزه‌ای از واقعیت و خیال است. شخصیت‌های نام برده شده در رمان، افراد برجسته تاریخ اروپا هستند اما قرار گرفتن آن‌ها کنار هم در یک زمان، خلاقیت نویسنده است.

    خلاصه‌ای از زندگی نیچه

    نیچه در سن 24 سالگی در سمت استادی دانشگاه بازل قرار گرفت. او جوان ترین فرد در نوع خود در تاریخ این دانشگاه به شمار می‌رود. در سال 1879 به خاطر بیماری هایی که در تمام طول عمرش با او همراه بود، از سمت خود در دانشگاه بازل کناره گیری کرد و دهه‌ی بعد عمر خود را به تکمیل نوشته‌ها و آثارش اختصاص داد.

    در سال 1889 و در 44 سالگی، قوای ذهنی اش را به طور کامل از دست داد و دچار فروپاشی ذهنی شد. و سال‌های باقی عمرش را تحت مراقبت مادرش و پس از آن خواهرش الیزابت گذراند و در سال 1900 در گذشت.

    تحلیل و معرفی کتاب وقتی نیچه گریست

    کتاب «وقتی نیچه گریست» یک رمان با مضمون روانشناختی است که از زبان شخصیت اول داستان یعنی دکتر بروئر پزشک معروف وینی، که درمان فیلسوف آلمانی به نام نیچه را به عهده می‌گیرد، بیان می شود. او در اولین دیدارش با نیچه بسیار هوشمندانه برخورد می کند تا بتواند توجه او را برای درمان جلب نماید. بروئر سوالاتی در خصوص روابط نیچه می‌پرسد و در ادامه به او می گوید که این‌ها سوالات معمول پزشکی نیست اما من به تمامیت موجود زنده باور دارم و معتقدم احساس سلامت جسمانی، از سلامت روانی و اجتماعی قابل تفکیک نیست.

    کتاب وقتی نیچه گریست

    این داستان علاوه بر مشکلات شخصی بروئر، به چالش های روند درمان او با نیچه نیز می‌پردازد.

    بروئر برای تسهیل روند درمان و تشویق نیچه به صحبت کردن در مورد افکار و احساساتش تصمیم می‌گیرد درمان آنا اُ (گفتگو درمانی) را که به تازگی تجربه کرده است، برای او شرح دهد. بدین ترتیب بین بروئر آرام و دلسوز و نیچه حساس و خوددار گفتگوی تندی ایجاد می‌شود. هر چه آن دو به هم نزدیک تر می‌شوند، بروئر در می‌یابد زمانی می‌تواند نیچه را معالجه کند که نیچه اجازه‌ی این کار را به او بدهد.

    آنچه یالوم در این کتاب بیان کرده، آمیزه‌ای از واقعیت و خیال است؛ داستانی خیالی از رویارویی شخصیت‌های برجسته‌ی تاریخ اروپا، فردریش نیچه، یوزف بروئر و زیگموند فروید، که روایت داستان را جذاب تر می‌کند.

    اروین د. یالوم در این رمان علاوه بر تکنیک‌های درمانی بسیاری مانند تداعی آزاد و تاویل رویا که برای درمان وسواس فکری رایج مناسب است، به معرفی درمان اگزیستانسیال و رابطه‌ی عمیق بین درمانگر و بیمار که بسیار اهمیت دارد نیز می پردازد.

    این کتاب نوعی تقابل بین فلسفه و روانکاوی است و چگونگی شکل گیری ایده‌ی درمان روانکاوی را در ذهن فروید جوان به تصویر می‌کشد.

    اروین یالوم نویسنده‌ی کتاب وقتی نیچه گریست

    اروین د. یالوم نویسنده‌ی کتاب وقتی نیچه گریست، در سال 1931 در واشنگتن دی.سی (ایالت متحده آمریکا) به دنیا آمد. او عاشق کتاب خواندن بود و بیشتر وقت خود را در خانه با خواندن کتاب می‌گذراند. وی می‌گوید: «در انتخاب کتاب‌ها هیچ راهنمایی نداشتم، زیرا والدینم حتی از تحصیلات عمومی هم بی‌بهره بوده‌اند.»

    اروین د یالوم

    یالوم روانپزشک ،روان‌درمانگر ، گروه‌درمانگر اگزیستانسیال (هستی گرا) ، استاد بازنشسته دانشگاه استنفورد ، از برجسته‌ترین رمان نویسان حوزه‌ی روانشناختی است که آثار بسیار ارزشمندی از جمله‌ دژخیم عشق، دروغ‌گویی روی مبل، درمان شوپنهاور و مامان و معنای زندگی به قلم او به رشته تحریر در آمده‌اند. او معتقد است از باروخ اسپینوزا، آرتور شوپنهاور و اتو رانک در نوشته‌هایش تاثیر گرفته‌است.

    نظراتی درباره‌ی کتاب وقتی نیچه گریست

    بوستن گلوب می نویسد: این کتاب، تحقیقی موشکافانه و رمانی هوشمندانه و سرشار از تخیل است.

    تئودور روزاک، نویسنده کتاب کورسو می‌نویسد: وقتی نیچه گریست پس از دژخیم عشق (جلاد عشق) گامی رو به جلو برای اروین یالوم محسوب می‌شود. او افکار ژرف انسانی را در لفافه داستانی بی‌نظیر بیان می‌کند. بیش از این چه می‌توان خواست؟

    ترجمه‌ی کتاب وقتی نیچه گریست

    کتاب وقتی نیچه گریست در ایران به سه عنوان ترجمه و منتشر شده است. مترجمان و نشرها عبارتند از:

    وقتی نیچه گریست : ترجمه سپیده حبیب – نشر قطره

    و نیچه گریه کرد : ترجمه مهشید میرمعزی – نشر نی

    هنگامی که نیچه گریست : ترجمه کیومرث پارسای – نشر جامی

     

    کاب وقتی نیچه گریست برای چه کسانی مناسب است؟

    این کتاب برای افرادی که اهل ادبیات، فلسفه، هستی گرایی و انسان شناسی، بالاخص روانشناسی هستند ، می‌تواند بسیار جذاب و آموزنده باشد.

    اگر دانشجوی روانشناسی یا درمانگر هستید، با هر نوع رویکردی این کتاب می‌تواند برای ارتباط بهتر با بیمار به شما کمک کند، با خواندن این کتاب با تصویر سازی بسیار قوی، در هر لحظه از زمان کافی است چشمانتان را ببندید، آن وقت به راحتی می‌توانید خود را جای درمانگر و یا بیمار تجسم کنید.

    علاقمندان به نویسندگی و حوزه ادبی، از این رمان فاخر می‌توانند الهام بگیرند. این رمان علی رغم صحنه های دلخراشی که از ناامیدی نیچه به تصویر کشیده است، می‌تواند با چالش‌هایی که بین شخصیت‌های داستان وجود دارد، ایجاد جذابیت کند.

  • معرفی کتاب درآمدی بر خوانش لاکان

    معرفی کتاب درآمدی بر خوانش لاکان

     

    روانکاوی لاکانی

    زمانی که نظریات لاکان بیش از این که فهمیده شود، تنها به گفتارهایی مبهم که شوق ملی فرانسوی‌ها را بر می‌انگیخت تبدیل شده بود، روشنفکران برجسته‌ی آن دوران گمان ‌بردند که لاکان از مسیر اصلی خود خارج شده است؛ صورت بندی‌های لکان که دیگر به عنوان نظریه‌ای برای روشنگری روش روانکاوی به شمار نمی‌رفت، به نظریات روشنفکرانه‌ای دور از واقعیت بالینی بدل و شناخته شده بود. این یکی از شرایطی بود که سبب شد لکان از جامعه‌ی روانکاوان کنار گذاشته شود.

    پس از مرگ لکان، هنگامی که اثر کامل و جامعی از نظریات او، به جز سخنرانی‌هایش به جا نمانده بود، ضرورت داشت متخصصی نظریات لکان را به شکلی جامع و منسجم تنظیم و ثبت کند. «ژوئل دُر» این کار را انجام داد.

     

    ژوئل دُر نویسنده‌ی کتاب درآمدی بر خوانش لاکان

    دکتر خوریانیان مترجم این کتاب، در پیش‌گفتار نویسنده‌ را به این شرح معرفی می‌کند:

    « ژوئل در (1999-1946)، روانکاو فرانسوی، عضو انجمن سازمان روانکاوی و پژوهش فرویدی، مسئول سخنرانی‌ها و رئیس پژوهش در گروه آموزش و پژوهش در علوم انسانی بالینی در دانشگاه دنیس-دیدروت، پاریس هفت، بود. سخنرانی‌های بسیاری در کشورهای گوناگون ایراد داشت، آموزگار آسیب‌شناسی روانی و روان‌کاوی بود و عهده‌دار تربیت کاندیدهای روان‌کاوی فراوانی بود. به علاوه نویسنده‌ی آثار فراوانی در زمینه‌ی روانکاوی بوده که این عناوین از آن جمله اند:

     

    ژوئل دُر

    ساختار و روان‌کژی‌ها – 1987

    درآمدی بر خوانش لاکان ، دربر گیرِ دو جلد: ناخودآگاه همانند دستگاه زبان ساختار می‌یابد- 1985
    و ساختار سوژه -1992

    کار بالینی در روان‌کاوی -1994

    کتاب‌شناسی آثار ژاک لاکان -1997

    پدر و نقش و در روان‌کاوی – 1989

     

    شخصیت علمی وی با کار تدریس در دانشگاه از سویی، و هم‌کاری با انجمن‌های روان‌کاوی لاکانی از دیگر سو، به همراه تجربیات بالینی و ریزبینی در انتقال آموخته‌هایش، وی را به آموزگاری توانمند در فهم، و مدرسی امکان‌مند در برگردان آموزه‌های ژاک لاکان بدل ساخت.

    بدان سان که کتاب‌های آموزشی وی امروزه نمونه‌ای از بهترین و گویاترین کارها در گستره‌ی انتقال مفاهیم لاکانی شناخته شده، به بسیاری از زبان‌های دنیا ترجمه شده‌اند.»

     

    معرفی کتاب درآمدی بر خوانش لاکان

    کتاب درآمدی بر خوانش لکان، مجموعه ای دو جلدی است که در سه بخش نظریات لکان را به وضوح توضیح می‌دهد؛ در بخش اول، زبان شناسی و شکل‌گیری ناخودآگاه نشان می‌دهد که بازگشت لکان به اندیشه‌ی فروید از مسیر کژراهه‌ی زبان شناسی ساختاری، نه دور از ذهن است و نه مغایر با ژرف‌ترین بینش‌های فروید.

    در این بخش دُر تلاش می‌کند نشان دهد اصولی که بعد‌ها توسط نظریه زبانشناسیک کشف شد، پیش از این به طور ضمنی در آثار فروید وجود داشت.

    در بخش‌های دوم و سوم کتاب، دُر با حرکتی رفت و برگشتی بین صورت بندی‌های لکان و متون فروید، این امکان را به مخاطب می‌دهد تا اصطلاحات و بازنگری‌های لاکان بر اکتشافات فروید را دریابند. بخش دوم بر «پیدایش سوژه‌ی انسانی» و بخش سوم بر «سرگذشت میل آدمی» تمرکز دارد.

    نکته‌ای که در این کتاب بسیار دقیق و ملموس پرداخته شده، ارتباط بین نظریات لاکان و فروید است. در هر بخش قوت ارتباط هرکدام از نظریات با یکدیگر نشان داده می‌شود؛ این که کدام نظریه‌ی لاکان دقیقا در کدام قسمت از نظریه‌ی فروید و به چه شکل ریشه دارد، کدام نظریه لاکان از کدام نظریه فروید و از چه لحاظی فراتر رفته است. از این رو این کتاب در درک «بازگشت لکان به فروید» به خواننده کمک می‌کند.

     

    ترجمه کتاب درآمدی بر خوانش لکان

    ترجمه‌ی فارسی کتاب درآمدی بر خوانش لاکان، توسط دکتر مهدی خوریانان و با همکاری گروه گسترش آموزه‌های لاکانی [ دکتر حسن مکارمی؛ سرپرست گروه، دکتر نرگس شریف‌زاده، دکتر مهدی خوریانیان] از روی نسخه‌ی انگلیسی زبان و با تطبیق دهی از نسخه‌ی زبان اصلی، فرانسوی، انجام گرفته و نشر نشانه آن را منتشر کرده است.

     

    این کتاب برای چه افرادی مناسب است؟

    این کتاب برای علاقمندان به نظریات لکان که می‌خواهند ارتباط آن‌ها با نظریات فروید را بهتر درک کنند، افرادی که می‌خواهند نمود نظریات لکان در روانکاوی بالینی را بهتر بشناسند و همچنین برای روانکاوان تحت آموزش می‌تواند مناسب و آموزنده باشد.

     

    کتاب درآمدی بر خوانش لاکان

     

    متن پشت جلد اول درآمدی بر خوانش لاکان

    درآمدی بر خوانش لاکان، روشن­گر دلالت­‌های بالینیِ نظریه‌­ی لاکان، از سوی بالین­گری لاکانی است، ژوئل دُر.

    وی در این اثر با اشاره به ارتباطِ بین ساختارگرایی و نظریه­‌ی زبان­شناسیک، پیکربندی­‌هایی نامی را نشان­مان می‌­دهد که جُملگی با برنهادِ لاکانیِ «ناخودآگاه همانندِ دستگاه­‌زبان ساختار می­‌یابد» ارتباطی عمیق داشته، آن را روشن می­‌سازند.

    این کتاب به­‌ویژه با طرحِ مفاهیمی هم­چون استعاره و ایجاز، استعاره­‌یِ نام‌پدری، مرحله­‌ی آینه­‌ای، نمودارِ میل و شکل­‌یابیِ سوژه می‌­کوشد تا فهمِ آموزه‌هایِ لاکانی، در عین موشکافی و ریزبینی، آسان‌­تر گردد. چراکه دُر کوشیده مفاهیم را کَم­کَم و به­تفصیل ارائه کند، ژرف بکاود و سرآخر آنها را ببالاند.

    این اثر، نخست، از انگلیسی به فارسی ترجمان شده و سپس تطبیقِ سطربه­‌سطر با متن فرانسه صورت گرفته است. اینک مسیر یادشده، یکسر پیشکش دل‌دادگان روان‌کاوی، روان‌پژوهان و انسان‌دوستان می‌گردد.

     

    متن پشت جلد دوم کتاب درآمدی بر خوانش لاکان

    50 سال از آموزش­های لاکان عمدتاً صرف نگریستن و بازنگری معنا و کارکرد روان­کاوی شد، روان‌کاوی نه الزاماً درحکم علم یا حتی علمی انسانی، بلکه هم­چون شیوه‌ای که می‌تواند بازهم به فراروان‌شناسی منسجم و محکمی متکی باشد. ابطال دوسویه‌ی مفاهیم پذیرفته‌شده، نه تنها ممکن است چارچوب‌های ارجاع جوامع درمانی و دانش­گاهی را به‌ترتیب توسع بخشد، هم­چنین ممکن است به آن‌ها امکان ‌دهد تا در گونه‌ای فراروان‌شناسی‌ که منزلت «علمی» خود را به واسطه‌ی گستره‌ی نامنتظره‌ی علوم انسانی برگرفته، مخرجی مشترک بیابند…

    امروزه، گاه این‌گونه می‌نماید که فروید از سوی نقادان ادبی و دانش­مندان اجتماعی موشکافانه‌تر از خودِ روان‌کاوان خوانده می‌شود. درکل این یک تصادف نیست. هنگامی که جامعه‌ی روان‌کاوانه به‌دنبال فراروان‌شناسی تازه‌ای می‌گردد، دانش­مندان علوم انسانی به چنان پایه‌ای از پختگی و پیچیدگی نظری دست‌یافته‌اند که قادرشان ساخته فروید را با دیدگاه‌های جدیدی درک کنند. زبان‌شناسی ساختارگرا و انسانی را دگرگون ساخته‌اند و به ناخودآگاه فروید شأنی تازه بخشیده­‌اند. آموزه‌های لاکان، درکنار آثار فوکو و دریدا، عمدتاً مسبب انفجار ایده‌های تازه‌ای بوده‌اند که جنبش بینارشته‌ای نافذ در فضای دانش­گاه امروز را رفعت بخشیده‌اند‌.

     

     

  • معرفی و تحلیل کتاب گیاهخوار | زنی که درخت شد

    معرفی و تحلیل کتاب گیاهخوار | زنی که درخت شد

    در این مطلب از مجله‌‏‎ی تجربه‏‌ی زندگی، کتاب گیاهخوار از هان کانگ را معرفی و تحلیل می‌کنیم.

    کتاب گیاهخوار

    شخصیت اصلی داستان گیاهخوار، زنی است به نام یونگ هی” که خاطراتش را به شکل یک کابوس، در خواب می بیند. او از این که نتوانست برای حیواناتی که جلوی چشمانش رنج کشیدند و کشته شدند کاری بکند، ناراحت و خشمگین بود. یونگ هی درباره‏‎ی یکی از کابوس هایش می گوید:« این انزجار غیرقابل تحمل را مدت‏‎ها از خود دور کرده بودم. همیشه تلاش کردم آن را پشت ماسک مهربانی مخفی نمایم، اما اکنون این ماسک کنار زده شد. احساس بی‏‎رحمی، شقاوت‏‎، مخوف بودن و پستی. دیگر چیزی نمانده، قتل یا کشتار، چیزی که تجربه می‏‎کنم آن قدر واضح و روشن است که نمی‏‎تواند واقعی نباشد.»

    یونگ هی تصمیم می‏‏‎گیرد گیاهخوار شود. تغییر عقاید و رژیم غذایی او نه تنها برای اطرافیانش قابل درک نیست، بلکه پذیرفته هم نمی شود. دیگران می‏‎خواهند او را از تصمیمش منصرف کنند، وقتی خود را ناتوان می‏‎یابند، او را طرد می‏‎کنند. (سطر بعدی شاید کمی از داستان را افشا کند) مگر خواهرش که در اواخر داستان با خود گفت:«امکان داشت من به جای یونگ هی باشم و دیگران با کمتر از نیم نگاهی مرا از خود دور کنند.»

    معرفی و تحلیل کتاب گیاهخوار

    کتاب گیاهخوار یک رمان فشرده است که در سه فصل که از زبان اطرافیان شخصیت اصلی داستان یعنی یونگ هی، بیان می شود. فصل اول داستان که از زبان شوهر یونگ هی است به این شکل شروع می شود:

    معرفی و تحلیل کتاب گیاهخوار

    ” قبل از آن که همسرم گیاهخوار شود، به نظرم در هیچ زمینه‏‏‎ای قابل توجه نبود و کاملاً معمولی بود. راستش را بگویم دفعه اولی که دیدمش حتی به نظرم جذاب هم نبود؛ قد متوسط؛ موهای مصری نه بلند نه کوتاه؛ صورت یرقانی، رنگ چهره‏‎ی زرد و مریض احوال و کمرویش هرچه را باید می دانستم، به من گفت. وقتی داشت سمت میزی که منتظرش نشسته بودم می‏‎آمد، نمی توانستم چشم از کفش هایش بردارم، ساده ترین کفش مشکی که بتوان تصور کرد. طرز راه رفتنش نه تند بود و نه کند. قدم‏‎هایش را نه بلند برمی داشت نه کوتاه.

    به هر حال، اگر نه جاذبه‏‎ی خاصی بینمان بود و نه هیچ مشکل به خصوصی خودش را نشان می داد، پس دلیلی هم وجود نداشت که ما دو نفر با هم ازدواج نکنیم. انفعالی که در شخصیتش بود، همین که نمی توانستم هیچگونه دلفریبی در او ببینم، از سر من هم زیادی بود. برای تسلط بر او نیازی نبود ژست های هوشمندانه بگیرم و یا نگران این باشم که مرا با مردانی که در مجله‏‎ی مد ژست می گیرند، مقایسه کند…”

    داستان گیاهخوار در سه فصل، به ترتیب میل به زندگی، میل به آمیختن و میل به مرگ را به کلمات می‏‎آورد. در هر کدام از فصل‏‎ها از زاویه ای متفاوت به یونگ هی نگاه کرده می‏‎شود و به همان سان، نگاه یونگ هی به خود و دنیای بیرون، برای خواننده شفاف تر و قابل درک تر می شود.

    گیاهخوار داستان یک عصیان است. یونگ هی برای اولین بار به خاطر تصمیمی که دارد شرمسار نیست. در مقابل هجوم دیگران ایستاده است. گوشت نمی‏‎خورد، لباس چرم نمی‏‎پوشد از آدم‏‎های گوشت‏‎خوار فاصله می‏‎گیرد. حتی پدر و مادرش به او می گویند این کارش خودش و آن ها را از پا در می آورد، اما یونگ هی سکوت می‏‎کند، به وضوح می‏‎گوید:«من گوشت نمی‏‎خورم.» و در نهایت به سکوت خود باز می‏‎گردد.

     

    آیا کتاب گیاهخوار درباره‎‏ی گیاهخوار بودن است؟

    بله این کتاب گیاهخواری را هم شامل می شود، اما از یک موضوع مهم‏‎تر نیز صحبت می‏‎کند؛” سختی‏‎هایی که هر کسی که مسیر متفاوتی نسبت به دیگران انتخاب می‏‎کند به دوش می کشد.” حال این مسیر می خواهد سبک تغذیه ، گرایشات جنسی، رشته‏‎ی تحصیلی، شغل و یا هرچیز دیگری باشد. رنجی را که یونگ هی در داستان متحمل می شود، می توان به افرادی که مسیر متفاوتی انتخاب کردند و تنها شدند، تعمیم داد.

    افراد به یک دلیل اصلی تصمیم می گیرند گیاهخوار شوند. مثلا برخی عقیده دارند گیاهخواری برای سلامتی شان بهتر است، برخی دیگر می‏‏‎خواهند کاهش وزن داشته باشند، برخی افراد هم برای کند کردن روند گرمایش زمین گیاهخواری را به عنوان یک مسئولیت انتخاب می کنند. اما گروهی هم به این خاطر که نمی توانند کشتار، شکنجه و قتل دیگر حیوانات را ببینند، گیاهخوار می شوند. داستان گیاهخوار، دربارid گیاهخواری به دلیل آخر است.

     

    هان کانگ نویسنده‌‏‎ی کتاب گیاهخوار

    خانم هان کانگ، نویسنده‏‎ی کره‏‎ای متولد 1970 ، در سال 2016 برنده‏‎ی جایزه‏‎ ادبی من بوکر شد. او از سال 2013 در مؤسسه‏ هنر سئول ادبیات خلاقانه تدریس می‏‎کند. “من باور دارم انسان‏‎ها باید گیاه باشند.” این جمله ای است که کانگ از آن برای نوشتن کتاب گیاهخوار الهام گرفته است. او می گوید اگر خواننده با خواندن این داستان غمگین شود، برداشت نادرستی از احساسات وی داشته است.

    نویسنده ی کتاب گیاهخوار
    هان کانگ، نویسنده‏‎ی کتاب گیاهخوار

     

    ترجمه‏‎‏‌ی کتاب گیاهخوار

    کتاب گیاهخوار در ایران به دو عنوان “گیاهخوار” و “زنی که درخت شد” منتشر شده است. نشرها و مترجمان عبارتند از:

    گیاهخوار: ترجمه‏‎ی منیره ژیان – نشر کتاب پارس

    گیاهخوار: ترجمه‏‎ی مهلا سادات عرب – نشر آناپنا

    گیاهخوار: ترجمه‏‎ مرضیه سادات هاشم پور – نشر ماهابه

    زنی که درخت شد: ترجمه‏‎ی نیلوفر رحمانیان – نشر نوای مکتوب

    این کتاب را به چه افرادی پیشنهاد می‌کنید؟

    اگر از داستان های تیره و سورئال لذت می برید، احتمالا از این کتاب هم لذت خواهید برد.”پروشیتا” مقاله نویس در مجله‌ی نیویورک‌تایمز «گیاهخوار» را با «بوف کور» صادق هدایت مقایسه می‌کند. این کتاب چند صحنه‌ی دردناک از کشته شدن حیوانات را توصیف می‌کند؛ پس اگر نسبت به این موضوع خیلی حساس هستید، در انتخاب گیاهخوار دقت کنید.

    با وجود تلخی هایی که در داستان به تصویر کشیده می‌شوند، زیبایی‌هایی نیز با ظرافت و لطافتی حس شدنی، به کلمات بدل شده اند. به نظر من این کتاب بیشتر از این که درباره‌ی گیاهخواری صحبت کند، متفاوت بودن و عواقبش را به تصویر می‌کشد؛ چیزی شبیه “مسخ” از فرانتس کافکا.

    علاوه بر این‌ها، گیاهخوار یک رمان تقریبا کوتاه است و تعلیقی که برای خواننده ایجاد می‌کند، باعث می‌شود دلتان نخواهد از دنبال کردن داستان دست بکشید. در آخر، امیدوارم از این رمان 200 صفحه‌ای چالش برانگیز لذت ببرید.

  • معرفی کتاب تعبیر رویا از زیگموند فروید

    معرفی کتاب تعبیر رویا از زیگموند فروید

    کتاب تفسیر خواب فروید توضیح می دهد که چطور رویا می تواند ریشه‌ی درد افراد را به شکلی منحصر به فرد، نشان دهد. در این مطلب درباره‌ی کتاب تعبیر رویا از فروید ( که به عنوان روش تعبیر رویا هم ترجمه شده است) صحبت می‌کنیم. با مجله‌ی تجربه ‌زندگی همراه باشید.

    معرفی کتاب تعبیر رویا

    ممکن است با شنیدن عبارت تعبیر رویا، یاد کتاب‌هایی بیوفتیم که شکلی شبیه واژه نامه داشتند و می‌توانسیتم چیزی که خوابش را دیده بودیم، جستجو کنیم و تعبیرش را بخوانیم. اما کتاب تعبیر رویا به این شکل نیست؛ تفسیر خواب توسط یک روانکاو انجام می گیرد اما او نمی تواند به تنهایی خواب را تعبیر کند بلکه به اطلاعات و تداعی‌های شخصی که آن خواب را دیده است، نیاز دارد. ممکن است دو شخص خوابی در ظاهر یکسان ببینند اما تعبیر آن رویا برای هر کدام، مفهومی بسیار متفاوت داشته باشد.

    کتاب تفسیر خواب، یک اثر جامع درباره‌ی تعبیر رویا است. در فصل اولی این کتاب فروید نظریات پیش از خود را نقد کرده و از نقاط قوت و ضعفشان می‌گوید. سپس روش تعبیر رویای خود را توضیح می‌دهد. در کتاب تفسیر خواب فروید، عناصر رویا به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته و تحلیل می‌شود. به کمک تعبیر رویا می توان به ریشه های بیماری‌های روانی دست یافت؛ خواسته‌ای در ذهن فرد است که به دلایلی سرکوب می‌شود، حتی قبل از این که فرد از وجود آن خواسته آگاه شود. رویا فضایی است که آن خواسته‌ها می‌توانند تا حدی خود را بروز بدهند.

    این کتاب اصلا ساده نیست، چرا که خواسته‌هایی که از ناخودآگاه به سطح رویا می‌رسند، فرایند پیچیده ای را طی می‌کنند تا ما آن ها را نشناسیم. فروید درباره‌ی خواب می‌گوید: “خواب برآورده شدن آرزو است.” (ممکن است در خواب اتفاق تلخی را ببینیم، اما این چگونه می تواند یک آرزو باشد؟ پاسخ این سوال را نمی توان در این مطلب گنجاند، با دنبال کردن مطالب مربوط به روانکاوی مجله تجربه زندگی، به احتمال بخش زیادی از پاسخ خود را خواهید یافت.)

    خواب در روانکاوی

    تعبیر رویا

    خواب ادامه‌ی اتفاقات گذشته است که قوه‌ی تفکر آن را به شکلی که میل داریم، می بافد. فروید در کتاب تفسیر خواب فرایند رویا را به این شکل توضیح می دهد:

    “ما عقیده داریم که روح انسان برای ایجاد فکر، دو قوه دارد. قوه‌ی دوم دارای این مزیت است که هرچه را می‌سازد، وجدان بی درنگ درک می‌کند. لکن ساخته‌ی قوی اولی نامدرک مانده و یا به وسیله‌ی قوه‌ی دومی به وجدان می رسد. در سرحد این دو قوه، آنجا که قوه‌ی اولی به قوه‌ی دومی می‌پیوندد، یک غربال نقادی وجود دارد که افکار باید از آن بگذرد. آنچه نباید وارد وجدان شود از غربال نمی‌گذرد و به جا می‌ماند. افکار باقی‌مانده را که غربال نقادی وا می‌زند، “افکار پس رانده” می‌نامیم.

    ولی در مواقع خاصی در ضمن خواب، عمل نقادی سست شده، فعالیت دو قوه از راه عادی منحرف می شود و قسمتی از افکار پس رانده خود را به وجدان می رسانند. بنابر این چون عمل نقادی سست بشوند [ همچنان وجود دارند]، [ افکار پس رانده] ناچار تغییر صورت داده تا چهره‌ی زشت خود را به طوری بپوشانند. بنابر این آنچه وارد وجدان می‌شود حاصل سازش و مصالحه‌ای [است] که بین تقاضاهای مخالف دو قوه صورت می‌گیرد.

    باید دانست عمل پس رانی و سستی نقادی و مصالحه نه تنها در خواب، بلکه در هر نوع فعالیت روحی محسوس است.”

    پیشنهاد مطالعه: اشتباه لپی یا لغزش زبانی در روانکاوی

    چرا رویا بعد از بیداری فراموش می‌شود؟

    طبق نظریات فروید در کتاب روش تعبیر رویا، وقتی از خواب بیدار می‌ شویم و رویا پایان می‌یابد، غربال انتقادی به قوت به کار خود ادامه می دهد تا آنچه که در خواب از سر ناتوانی پذیرفته بود، را از خود براند. به همین دلیل است که رویاها بعد از بیداری فراموش می شوند. بسیار پیش آمده است که وقتی خوابمان را تعریف می‌کنیم، نکته‌ای که کامل فراموش کرده بودیم به خاطر بیاید. آن نکته به احتمال، مهم‌ترین نکته در مفهوم خواب بوده که در غربال انتقاد فراموش شده است.

     

    درباره‌ی زیگموند فروید

    زیگموند فروید عصب شناسی اتریشی بود که روی نظریه ناخودآگاه تحقیق می‌کرد. او با مطالعه و آزمون و خطا به‌ روی یافته‌های خود، به مرور توانست روشی درمانی به عنوان روانکاوی ارائه دهد. انتشار کتاب “تعبیر رویا” در سال1900، آغازی برای روانکاوی و تحولی اساسی در روانشناسی و علوم انسانی بود.

    ترجمه ی کتاب تفسیر خواب

    کتاب تفسیر رویا اولین بار در سال 1899 میلادی منتشر شد و محمد حجازی برای اولین بار در سال 1332 خورشیدی (یعنی 55 سال بعد از انتشار نسخه‌ی اصلی) ترجمه کرد. اکنون نسخه‌ی ترجمه‌ی محمد حجازی 200 صفحه دارد ولی ترجمه های بعد از آن بیش از 400 صفحه هستند، چرا که مثال‌هایی از پرونده‌های موارد مورد مطالعه فروید، به آن افزوده شده است. ترجمه های شناخته شد‌ه‌ی این کتاب عبارتند از:

    تفسیر خواب – مترجم شیوا رویگران – نشر مرکز

    تفسیر خواب – مترجم عفت السادات حق‌گو – نشر شباهنگ

    روش تعبیر رویا – مترجم محمد حجازی – نشر مصدق

    این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

    این کتاب برای دانشجویان روانشناسی، درمانگران و علاقمندان به مطالعه‌ی عمیق روانکاوی بسیار آموزنده و لازم است. از آنجا که این کتاب آغاز گفتار درمانی و روانشناسی نوین محسوب می‌شود، پیشنهاد می‌کنیم حتی اگر به رویکردهای دیگر روانشناسی علاقمند هستید، به عنوان یک منبع این کتاب را مطالعه کنید.

    منبع:

    کتاب روش تعبیر رویا – نوشته‌ی زیگموند فروید – ترجمه‌ی محمد حجازی – نشر مصدق